ஜ۩۞۩ஜبیاتو خوش بگذرونஜ۩۞۩ஜ

دستای من

بعد از مدت ها دیدمش!

دستامو گرفت و گفت چقدر دستات تغییر کردن…

خودمو کنترل کردم و فقط لبخندی زدم…

تو دلم گریه کردم و دم گوشش گفتم:

بی معرفت! دستای من تغییر نکرده…

دستات به دستای اون عادت کرده…

[ سه شنبه 17 بهمن 1391برچسب:مدتها, دستام , لبخند, گریه , بی معرفت , عادت , عشق, ] [ 21:10 ] [ پریسا(مدیر) ] [ ]